Warning: file_get_contents(http://alef.ir/vdcjhtev8uqei8z.fsfu.html?15txt): failed to open stream: HTTP request failed! HTTP/1.1 403 Forbidden in /home/upciran/domains/namnak.org/public_html/web.php on line 23

Warning: get_meta_tags(http://alef.ir/vdcjhtev8uqei8z.fsfu.html?15txt): failed to open stream: HTTP request failed! HTTP/1.1 403 Forbidden in /home/upciran/domains/namnak.org/public_html/web.php on line 41

جستجو

  • 1492
'محمد رضا رحیمی' معاون اول رئیس جمهوری اسلامی ایران روز چهارشنبه هفته جاری در راس یك هیات عالی رتبه به لبنان سفر می كند؛ بهمین مناسبت نگاهی اجمالی به اوضاع سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و غیره لبنان خواهیم داشت.

به گزارش ایرنا از بیروت، در سال ۱۳۸۹ دكتر 'محمود احمدی نژاد' به دعوت همتای لبنانی خود 'میشل سلیمان' در رأس هیأت عالی رتبه‌ای به كشور لبنان سفر كرد. در این سفر تاریخی كه نقطه عطفی در روابط دو جانبه محسوب می‌شود ۱۶ سند همكاری مشترك به امضا رسید.

بدنبال آن سعد حریری نخست وزیر وقت لبنان سفری رسمی به تهران داشت و در این سفر نیز ۹ سند همكاری به امضا مسئولین دو كشور رسید؛ همچنین دو كشور توافق كردند كه سطح كمیسیون همكاری‌های مشترك را ارتقا داده و كمیته عالی همكاری‌ها را به ریاست معاون اول رئیس جمهور ایران و نخست وزیر لبنان برگزار نمایند؛ بدین گونه بستر حقوقی و قانونی توسعه روابط دو جانبه بیش از گذشته فراهم گردید.

بعد از آن بحث پیگیری و اجرای این اسناد در دستور كار بخش‌های ذیربط دو كشور قرار گرفت تا اینكه دو كشور توافق كردند اولین اجلاس كمیته عالی و هفتمین اجلاس كمیسیون مشترك در۱۱ تا ۱۴ اردیبهشت۱۳۹۱در بیروت برگزار شود.

ریاست طرف ایرانی كمیسیون مشترك به عهده وزیر راه و شهرسازی و رئیس طرف لبنانی وزیر اقتصاد و تجارت است و باید دانست كه تا كنون شش اجلاس كمیسیون همكاری‌های مشترك اقتصادی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری لبنان برگزار شده است.

ششمین و آخرین اجلاس در اسفند ۱۳۸۷ در بیروت برگزار شد. در اجلاس ششم چند سند همكاری میان بخش‌های مختلف دو كشور به امضا رسید. برگزاری اجلاس كمیته عالی همكاری‌ها تا كنون در روابط دو كشور سابقه نداشته است.

برگزاری اولین اجلاس كمیته عالی همكاری‌ها نشانگر اراده سیاسی مسئولین عالی دو كشور برای توسعه روابط و وجود ظرفیت‌های مناسب برای تقویت و تحكیم مناسبات دو كشور است.

پیش نویس سند‌های مختلف همكاری دو جانبه در بخش‌های قضایی، آموزش وپرورش، فناوری، صنعتی، ورزشی و سرمایه گذاری از سوی مقامات دو طرف در اجلاس كمیته عالی ارائه شده است و پیش بینی میشود چندین سند همكاری از جمله موافقت نامه‌های مربوط به همكاری قضایی به امضا مسئولین ذیربط طرفین برسد.

روابط دو جانبه حجم صادرات ایران به لبنان در سال۱۳۹۰حدود ۶/۷۷ میلیون دلار بود كه نسبت به سال قبل ۱۱% رشد داشت.

همچنین در این سال حجم واردات كشورمان از لبنان ۵/۴۳ میلیون دلار بود كه نسبت به سال قبل ۵/۴۳% كاهش داشت.

حجم كل مبادلات كالا ۱/۱۲۱ میلیون دلار بوده و تراز تجاری ۴/۳۱ میلیون دلار به نفع ایران است و تقریباً كلیه صادرات ایران به لبنان غیر نفتی بوده كه عمدتاٌ شامل فرش دستباف، خشكبار، قطعات یدكی خودرو، ظروف تزئینی شیشه ای، مواد ساختمانی (كاشی و سرامیك)، مواد غذایی و نوشیدنی است.

عمده كالای صادراتی لبنان به ایران سوپر فسفات‌ها (‌كود شیمیایی) است كه در سال گذشته به علت مشكلات بانكی حجم آن كاهش داشت.

طی سال گذشته برای توسعه همكاری‌های اقتصادی و اجرایی كردن تفاهمات حاصله هیأت‌های متعددی میان دو كشور سفر كردند كه از جمله سفر وزرای كشاورزی در آذر۹۰ و بهداشت عمومی لبنان در بهمن۹۱ به كشورمان، سفر معاون غذا و دارو وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكی كشورمان در شهریور ۹۰ و هیأتی از معاونت توسعه نیروی انسانی ریاست جمهوری در آذر ۹۰ به لبنان می توان اشاره كرد.

در این سفر‌ها چند سند همكاری نیز به امضا رسید. موافقتنامه همكاری‌های فرهنگی، هنری و سینمایی نیز در سفر وزیر ارشاد به لبنان در دی ماه ۹۰ امضا شد.

در حال حاضر صادرات دارو و صادرات برق به لبنان، صادرات میوه لبنان به ایران، ساخت نیروگاه برق و سد در لبنان، ارتقا سطح مبادلات تجاری میان دو كشور، برگزاری نمایشگاه اختصاصی تولیدات صنعتی و تجاری ایران در لبنان و برگزاری همایش فرصت‌های تجاری و سرمایه گذاری در ایران با حضور مقامات دولتی و خصوصی لبنان از جمله موارد در دست پیگیری برای سال جاری است.

** نگاه اجمالی به لبنان

جمهوری لبنان كشوری كوچك و كوهستانی در غرب آسیا، در كناره شرقی دریای مدیترانه است. این كشور از زمان اشغال سرزمین فلسطین توسط رژیم صهیونیستی تاكنون، گاه در حاشیه و گاه در متن مناقشه قرار داشته و تا سال ۱۹۴۳، یعنی زمان استقلال خود تحت قیومیت فرانسه بود. نام لبنان و گاه لوبنان یا لبنان ریشه ای سامی داشته و از كلمه LBN، به معنی سفید كه به كوه های پر از برف این كشور اشاره دارد، گرفته شده است و سمبل این كشور درخت سدر سبزی است كه در پرچم و نشان نیروهای مسلح آن نمود یافته است.

لبنان دارای ۶ استان (یا محافظه) است كه خود به ۲۵ منطقه یا شهرستان و تعدادی شهر و روستا تقسیم می شوند.

استان های لبنان عبارت است از استان شمال، جبل، بیروت، جنوب، بقاع و نبطیه، و شهرهای مهم آن نیز بیروت، طرابلس، صور، صیدا، بطرون، و بعلبك است. اهل تسنن بیشتر شهرنشین بوده، در شهرهایی چون بیروت، صیدا، طرابلس و كوهستان شوف جای گرفته اند، دره بقاع، جنوب لبنان و جنوب بیروت از مناطق اصلی شیعه نشین است. دروزی ها در رأس المتن، كوهستان شوف و حاصبیا سكونت دارند و جبل بیروت، مقر اصلی مارونی هاست.

لبنان تا سال ۱۹۲۰، یعنی فرو پاشی امپراتوری عثمانی و تحت قیمومیت قرار گرفتن آن، بنا به تصمیم اتحادیه ملل، از نظر سیاسی و اجتماعی تجزیه شده بود و والیان عثمانی آن را اداره می كردند. پس از جنگ نخست جهانی و واگذاری مناطق دره بقاع، منطقه شمال، نواحی ساحلی و جبل عامل (جنوب لبنان) به متصرفه جبل، لبنان بزرگی شكل گرفت كه ویژگی مهم آن، اختلاط نژادها و مذاهب مختلف بود. بر این اساس، جامعه لبنان، جامعه ای متشكل از گروه های نژادی و مذهبی مختلفی است كه نه تنها مرزهای جغرافیایی، بلكه ترس و شك، آنها را از یكدیگر جدا ساخته است. در چنین جامعه ای، اگر چه مسلمانان و مسیحیان، سالیان سال در كنار هم زندگی می كردند، اما دو دستگی عمیقی بر سر عربی بودن یا غیر عربی بودن یا نوع عربی بودن ملیت این جامعه وجود داشت كه در كنار عوامل مذهبی و مسائل سیاسی از ایجاد یك جامعه واحد جلوگیری كرده است.

این اختلاف نظر، از حوزه سیاست هم فراتر رفته، به حوزه فرهنگ و ادبیات كشانده شده است. در حالی كه مسلمانان و ارتدوكس های یونانی، بر حفظ فرهنگ و زبان عربی و اسلامی اصرار دارند، دیگر مسیحیان چون جنبش سیاسی مارونی ها، بر ماهیت قدیمی و آغازین آن تأكید می ورزند. علاوه بر تمایزات ذكر شده، كشور لبنان، فاقد یك قانون مدنی واحد بوده، پیروان هر مذهب، قوانین آن مذهب را در زمینه ازدواج، طلاق، ارث و غیره اجرا می كنند. این وابستگی قانون مدنی به نظام طایفه ای، موجب افزایش نقش رهبران مذهبی شده است.

تاریخ اقتصادی لبنان نیز حكایت دیگری، جز توزیع نامتناسب درآمد ملی و تخصیص نادرست بودجه ندارد. دولت مركزی از بدو تأسیس تاكنون، همواره به مناطقی توجه داشته كه جزو استان جبل به حساب می آیند. علاوه بر این، تمركز بیش از اندازه دولت بر بیروت، به ایجاد مناطق یا كمربندهای محروم نشین در اطراف این شهر انجامیده كه فقر، شلوغی بسیار زیاد و محرومیت از حقوق شهروندی، از ویژگی های آنها است. وضعیت اقتصادی در جنوب، شمال و دره بقاع با استان بیروت كاملاً متفاوت است و این اختلاف سطح، به مهاجرت بیش از پیش به بیروت دامن زده است. اگر اثرات جنگ داخلی یا مذهبی پانزده ساله را به موارد یادشده بیفزاییم، چیزی جز تقویت نظام مذهبی (هم از نظر سیاسی و هم از نظر اجتماعی) و عدم شكل گیری یك هویت ملی واحد باقی نمی ماند. این جنگ موجب از بین رفتن آخرین حلقه های وابستگی ملی و احساس تعلق به یك جامعه در میان مردم لبنان گردید و نژاد و مذهب را تنها عناصر هویت بخش جامعه لبنان معرفی كرد.

** گروه های قومی

فقدان آمار رسمی، تحلیل جمعیت شناختی لبنان را دشوار ساخته است. از آنجا كه توازن مذهبی، مساله سیاسی بسیار مهمی به حساب می آید، دولت لبنان همواره از برگزاری سرشماری جدید خودداری كرده و به تنها سرشماری انجام شده در طول تاریخ لبنان، یعنی سرشماری ۱۹۳۲ كه در آن فرانسوی ها با تلاش بسیار و دست بردن در آمار (نظیر محاسبه كلیه لبنانی هایی كه به خارج سفر كرده بودند به عنوان لبنانی مسیحی) مسیحیان را اكثریت مذهبی این كشور نشان داده اند، استناد می كند.

اگرچه پیشینه نژادی از اهمیت وابستگی مذهبی برخوردار نیست؛ اما از ویژگی های مهم اجتماعی به حساب می آید. امروزه نژاد عربی بزرگ ترین گروه نژادی لبنان هستند. عرب ها در قرن هفتم میلادی به لبنان راه یافتند و پس از آن به سرعت گسترش یافتند و دیگر نژادها را تحت تأثیر قرار دادند؛ به طوری كه امروز تمایز قومی، بیش از آنكه مسائل ژنتیكی قابل اثبات را در بر گیرد، بیشتر به مسائل فرهنگی و شناخت فرهنگی باز می گردد.

به طور كلی می توان گفت پیروان همه مذاهب موجود در لبنان، پیشینه های نژادی مختلفی دارند و شناخت مرزهای نژادی میان آنها بسیار مشكل است. علاوه بر این، از آنجا كه پیروان مذاهب مختلف، تنها با هم مذهبی های خود ازدواج می كنند، پارامتر مذهب، ماهیتی نژادی نیز یافته است.

برخی لبنانی ها، به خصوص مسیحیان مارونی، نژاد خود را فنیقی، آرامی و فرنگی می دانند و پیشینه نژادی عربی لبنان را نفی می كنند اما پژوهش های ژنتیكی كه به تازگی صورت گرفته است نشان می دهد كه نژاد مردم لبنان عربی، فنیقی، ایرانی و فرنگی است.

كاتولیك ها و ارتدوكس های یونانی و برخی دیگر از مارونی ها بر پیشینه یونانی خود تأكید دارند و باقیماندن زبان یونانی به عنوان زبان ادبی را گواهی بر این مدعا می دانند. علویان و اهل سنت نیز به همراه مسیحیان كاتولیك رومی، به ریشه نژادی مختلف سوری شامی خود اعتقاد دارند و شیعیان بر ریشه عربی خود تأكید می ورزند. در این میان كردها، ارمنی ها و یهودیان را شاید بتوان از اقلیت های قومی قابل تشخیص به حساب آورد.

** گروه های مذهبی

مذهب در لبنان، تنها به معنای اعتقادی شخصی با آداب و رسوم عبادی خاص نیست، بلكه عنصری است كه ویژگی سیاسی و اجتماعی لبنان را مشخص می كند. بر این اساس، مذهب به واسطه نظام طایفه ای لبنان در تقسیم قدرت، منافع و پست های اجرایی، سیاسی شده، به بنیان سیاست در این كشور تبدیل گردیده است. تعداد دقیق پیروان مذاهب مختلف در لبنان، همواره محل مناقشه بوده و چنان كه گفته شد، از سال ۱۹۳۲ تا به امروز، سرشماری دقیقی در این زمینه صورت نگرفته و دولت لبنان تنها به انتشار مجموع جمعیت این كشور بدون ذكر پیروان هر مذهب اكتفا كرده است.

مسلمانان و مسیحیان دو گروه دینی بزرگ لبنان هستند كه هر یك به ترتیب ۶۰ و ۴۰ درصد جمعیت این كشور را به خود اختصاص داده اند؛ البته این آمار متغیر است و درصد جمعیت مسلمانان تا ۶۳ درصد نیز ذكر می شود. مسئله قطعی در این میان این است كه جمعیت مسلمانان از بدو استقلال لبنان تا به امروز، همواره رو به ازدیاد بوده و از شمار جمعیت مسیحی، به دلایل مختلف و از جمله مهاجرت، كاسته شده است. مسلمانان لبنان را شیعیان (دوازده امامی)، اهل سنت، دروزی ها، علویان و اسماعیلی ها تشكیل می دهند و كاتولیك های مارونی، ارتدوكس های یونانی، كاتولیك های یونانی، ارمنیان ارتدوكس، ارمنیان كاتولیك، كاتولیك های رومی، آشوری ها، پروتستان ها و قبطی ها جامعه مسیحیان را تشكیل می دهند، اما در پی اشغال لبنان در سال ۱۹۸۲ توسط رژیم صهیونیستی، اقلیت یهودی این كشور به خارج سفر كردند و اكنون یهودی در لبنان ساكن نیست.

در میان مسلمانان، شیعیان با در دست داشتن ۳۵ درصد جمعیت (تخمین سال ۱۹۹۰) این آمار حتی تا ۴۱ درصد هم افزایش می یابد، بزرگ ترین گروه مذهبی اسلامی لبنان هستند و اكثریت مطلقی را در نظام مذهبی این كشور به وجود آورده اند. شهر صور در استان جنوب و بعلبك در استان بقاع از مهم ترین شهرهای شیعه نشین است. طرابلس دارای اكثریتی سنی و اقلیتی مسیحی، صیدا دارای اكثریت سنی ضعیف با اقلیت قومی مسیحی و بیروت دارای اكثریتی مارونی و سنی است. البته از سال ۱۹۸۲ با مهاجرت شیعیان به بیروت و اسكان آنها در جنوب این شهر، جمعیت شیعی پر رنگی در این شهر شكل گرفته است.

شیعیان در نقش بزرگ ترین گروه مذهبی لبنان، نه تنها قدمتی طولانی در تاریخ این كشور دارند، بلكه در سال های اخیر به ویژه از سال ۱۹۶۰ به این سو كه برابر با خیزش جنبش شیعه در لبنان است، نقش بسیار مهم و پر رنگی را در حیات سیاسی این كشور ایفا كرده اند. با اینكه شیعیان بزرگ ترین گروه مذهبی لبنانی هستند و باید در نظام سیاسی طایفه ای این كشور، بالاتر از مسیحیان مارونی و اهل سنت قرار گیرند، هنوز نتوانسته اند به حقوق خود دست یابند و بی توجهی تاریخ دولت مركزی این كشور به خود را جبران كنند.

** وضعیت شیعیان لبنان

الف: وضعیت اقتصادی- اجتماعی : به طور سنتی، كشاورزی منبع اصلی معیشت در جنوب لبنان و دره بقاع است. تا اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی، نزدیك به ۹۰ درصد نیروی كار جذب این مناطق می شد و كشاورزان به كشت دیم اشتغال داشتند. البته تا آن زمان، اكثر زمین های كشاورزی به مالكان بزرگی تعلق داشت كه تعداد آنها در چند خانواده شیعی خلاصه می شد. این نوع بهره برداری كاپیتالیستی از كشاورزان شیعه، به همراه عواملی نظیر چرخش بازار سرمایه به بخش های غیر كشاورزی و بی تفاوتی حكومت مركزی، تضعیف ساختار تولیدات كشاورزی را در پی داشت و كشاورزان شیعه را بیش از هر زمان دیگری تحت فشار قرار داد.

مجموعه شرایط یاد شده موجب شد تا در سال ۱۹۷۱ تقریباً نیمی از جمعیت جامعه شیعیان لبنان به بیروت مهاجرت كنند. تا پیش از این زمان، جمعیت كوچكی از شیعیان در بخش های مركزی بیروت سكونت داشت؛ اما موج جدید مهاجران، اكثراً در جنوب بیروت اسكان یافتند و كمربندی شیعی در جنوب این شهر به وجود آوردند. از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰، ۸۰ تا ۹۰ درصد كارگران كارخانه های مستقر در جنوب بیروت و ۵۰ تا ۶۰ درصد كارگران كارخانه های مستقر در شرق این شهر ـ اكثراً در تصاحب مسیحیان ـ را شیعیان تشكیل می دادند. چنین حضور پر رنگی در قلب تحولات سیاسی، به شكل گیری مثلثی میان بیروت، بقاع و جنوب منجر شد و از این پس، خواسته های شیعیان جنوب و بقاع، زودتر و با سهولت بیشتری به پایتخت انتقال یافت. علاوه بر این، مهاجرت دائم به بیروت، تحولی اساسی در آگاهی سیاسی شیعیان به وجود آورد و شیعیان تمایز میان نفوذ خود و دیگر گروه های مذهبی، ساختار اجتماعی آنان و روابطشان با قدرت سیاسی را بیشتر شناختند. این شناخت به تكوین موضع و جهت گیری شیعیان كمك كرد و به بسیج آنها در انتخابات و ایجاد تحولات سیاسی انجامید.

ب: وضعیت سیاسی شیعیان: چنان كه گفته شد، تحولات اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ مدرنیزاسیون نیروهای شیعی و بسیج سیاسی آنها را در پی داشت و آگاهی سیاسی شیعیان طبقه متوسط سیاسی خاصی را شكل داد كه منتقد اصلی شرایط موجود بود و از الگوهای مختلفی نظیر فعالیت گروه های آزادیبخش فلسطینی و برخی گروه های چپ برای احقاق حقوق خود سود می برد. در چنین شرایطی، با ظهور امام موسی صدر در متن جامعه شیعیان، جنبش سیاسی آنان جهت یافت و به برنامه، هدف و خط مشی لازم برای فعالیت های خود رسید.

شیعیان لبنان كه تا آن زمان فاقد هرنوع برنامه و انسجامی در فعالیت های سیاسی خود بودند، پس از مهاجرت امام موسی صدر و فعالیت های آگاهی بخش او، به بازیگرانی فعال و آگاه در صحنه سیاسی لبنان تبدیل شدند. امام موسی صدر، بلافاصله پس از ورود خود، به فردی تأثیر گذار در حوزه سیاست و فرهنگ شیعیان تبدیل گردید. فعالیت های فرهنگی و آموزشی امام صدر به صور محدود نشد و امام با راه اندازی جمعیت های خیریه و موسسات فرهنگی متعدد، در شهرها و نواحی مختلف شیعه نشین، از قبیل مؤسسه مطالعات اسلامی، مدرسه جبل عامل و خانه زنان و دختران، به اهداف اولیه خود یعنی آگاه سازی فرهنگی و سیاسی شیعیان جامه عمل پوشاند. وی پس از این فعالیت ها و موفقیت در برقراری ارتباط با جامعه طایفه ای لبنان و محافل و كشورهای خارجی، برنامه های خود را وارد مرحله سیاسی كرد و به فكر ایجاد تشكیلات سیاسی برای شیعیان افتاد.

شیعیان تا آن زمان، فاقد هرگونه تشكیلات سیاسی برای دفاع از حقوق اجتماعی و سیاسی خود بودند؛ در حالی كه مارونی ها و اهل سنت، چنین سازمان هایی را در اختیار داشتند. امام موسی صدر در سال ۱۹۶۶ برای نخستین بار، از ضرورت تشكیل یك مجلس شیعی سخن به میان آورد. این طرح با مخالفت های بسیاری در محافل دولتی و غیر دولتی مواجه گردید ؛ با این همه به دلیل پیگیری های وسیع و مستمر امام موسی صدر و جامعه شیعیان، مجلس لبنان در سال ۱۹۶۷، با تصویب طرحی به شیعیان اجازه تأسیس چنین مجلسی را داد.

در پی امتناع دولت مركزی لبنان از پذیرش مطالبات شیعیان، فعالیت امام صدر وارد مرحله جدید دیگری شد و او جنبش «حركه المحرومین» را در سال ۱۹۷۵ میلادی تأسیس كرد. حركه المحرومین، یك سازمان منظم شیعی بود كه در گام نخست، خواهان برقراری عدالت و رفع تبعیض علیه شیعیان توسط دولت مركزی شد. مدتی نگذشت كه این جنبش، نقشی محوری در فعالیت های سیاسی و اجتماعی شیعیان یافت و با حمایت عمیق و گسترده آنان، در راستای تأمین منافع شیعیان، تحولات سیاسی كشور را تحت تأثیر قرار داد.

با گسترش حملات رژیم صهیونیستی علیه مناطق جنوب لبنان، به واسطه حضور جبهه آزادیبخش فلسطین، امام موسی صدر به فكر ایجاد ارتشی قدرتمند برای دفاع از این مناطق در برابر رژیم اسرائیل افتاد. وی با همكاری و فرماندهی شهید مصطفی چمران، سازمان «افواج المقاومه اللبنانیه» را كه به اختصار امل نامیده می شد، تأسیس كرد. این سازمان در آغاز به شكل غیر علنی فعالیت می كرد، اما پس از انفجار اردوگاه نظامی آن در دره بقاع، با نام عین البنیه و كشته شدن ۲۷ تن از مجاهدین آن، امام موسی صدر در مصاحبه ای مطبوعاتی رسماً موجودیت مقاومت لبنان را اعلام كرد.

تأسیس مقاومت اسلامی امل، به یك سال پیش از تأسیس جنبش فلسطینی فتح باز می گشت و امام صدر از آن زمان، به فكر ایجاد نیروی مقاومتی برای مقابله با اسرائیل بود. بر این اساس، وی در سال ۱۹۶۵ گروهی از جوانان شیعه را به مصر اعزام كرد تا در دوره ای شش ماهه، فنون نظامی را فراگیرند. با بازگشت این جوانان عملیات ایذایی مشترك رزمندگان فلسطینی و لبنانی در شمال فلسطین اشغالی آغاز گردید.

با مفقود شدن امام موسی صدر، توانایی حفظ وحدت و یكپارچگی نیروهای جنبش آمل كاهش یافت و مواضع جدید برخی اعضای آن موجب انشعاب در این جنبش و خروج بعضی اعضای فعال آن با هدف ایجاد جنبشی جدید شد. بدین ترتیب گام های نخست تأسیس چنین جنبشی كه بعدها «حزب الله» نام یافت در سال ۱۹۸۲ برداشته شد.

پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) تأثیری شگرف در ساماندهی اندیشه های حزب الله و جنبه های عملی و نظری آن بر جا گذاشت و گروه های فعال شیعی متعددی نظیر حزب الدعوه اسلامی با انحلال خود، فعالیت هایشان را در چارچوب انقلاب اسلامی قرار دادند.

حزب الله به دنبال موفقیت های نظامی، استراتژی سیاسی فعالی را نیز در صحنه سیاسی لبنان اتخاذ كرده و به خصوص پس از سال ۲۰۰۰، به بازیگر مهم عرصه سیاسی لبنان و منطقه تبدیل شده است.

**‌ احزاب لبنان و اوضاع سیاسی

۱- گروه‌های مسیحی

الف: جریان ملی آزاد لبنان:

یكی از احزاب سیاسی مسیحیان لبنان 'جریان ملی آزاد 'است. این جریان سیاسی پس از تبعید ژنرال میشل عون به پاریس در سال ۱۹۹۰ تشكیل شد و به تدریج سیر تكاملی خود را طی كرد تا سال ۲۰۰۵ به یك حزب قوی در عرصه تحولات داخلی لبنان تبدیل شد. این حزب پس از بازگشت میشل عون از پاریس به لبنان (مه ۲۰۰۵)و خروج نیروهای سوریه از لبنان، با جریان مسیحی 'المرده' در انتخابات پارلمانی این كشور ائتلاف كرد و پس از آن متحد حزب الله لبنان شد و یك ائتلاف دائمی برای حمایت از مقاومت علیه اسرائیل تشكیل داد.

ب: نیروهای لبنانی:

این حزب سیاسی و شبه نظامی است كه در سال ۱۹۷۶ توسط ' بشیر جمیل' بنیانگذاری شد. شاخه نظامی این حزب در جریان موسوم به 'جبهه لبنان' ریشه دارد. نیروهای لبنانی یكی از طرف‌های درگیر در جنگ‌های داخلی لبنان بود كه در نبردهای زیادی علیه شبه نظامیان جنبش ملی لبنان و سازمان‌های فلسطینی مقیم این كشور شركت كرد.

بدنبال ترور بشیر جمیل در سال ۱۹۸۲ و تغییر در كادر رهبری نیروهای آزاد ملی، این حزب از 'جبهه لبنان' جدا شد و پس از آن با یگان‌های ارتش لبنان به فرماندهی میشل عون وارد جنگ‌های خونین شدند.

در پی امضای توافقنامه طائف كه به پایان جنگ‌های داخلی لبنان منجر شد، نیروهای لبنانی سلاح‌های خود را تحویل مقامات بیروت دادند و به یك حزب سیاسی تبدیل شد. بدنبال این تصمیم گیری، سمیر جعجع فرمانده نیروهای لبنانی به بمب‌گذاری در كنیست 'النجات' متهم شد و به زندان افتاد و فعالیت نیروهای لبنانی ممنوع شد اما پس از خروج نظامیان سوریه از لبنان در سال ۲۰۰۵ این ممنوعیت لغو و جعجع از زندان آزاد شد و مسئولیت هیات اجرایی نیروهای لبنانی را به عهده گرفت. اكنون نیروهای لبنانی ۵ كرسی در پارلمان لبنان دارد.

حزب كتائب. حزب آزادگان ملی. جریان المردة. اتحاد ملی لبنان. حزب دموكرات مسیحی. حزب همكاری. حزب الوعد، جنبش التغییر. جبهة آزادی از جمله گروه‌های سیاسی مسیحی لبنان هستند.

۲-گروه‌های لبنانی شیعه(در قسمت فوق توضیح داده شد)

۳-گروه های لبنانی سنی:

الف: جریان المستقبل:

این گروه سیاسی توسط رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان بنیانگذاری شد. پس از ترور او در سال ۲۰۰۵ سعدالدین حریری پسر رفیق حریری رهبری این گروه سیاسی را به عهده گرفت. این گروه با ائتلاف با حزب ترقی‌خواه سوسیالیست به رهبری ولید جنبلاط، نیروهای لبنانی، حزب كتائب و سایر گروه های سیاسی لبنانی، ائتلاف ۱۴مارس را تشكیل داد. این ائتلاف از حمایت آمریكا و فرانسه و سایر كشورهای غربی به همراه عربستان و برخی كشورهای عربی برخوردار است. ائتلاف ۱۴مارس با برپایی تظاهرات و اعتصاب‌ها در شهرهای لبنان بویژه بیروت خواستار تشكیل دادگاه بین‌المللی برای مجازات عوامل ترور رفیق حریری، پایان دادن به حضور نظامی و امنیتی سوریه در لبنان و برگزاری انتخابات آزاد در این كشور و خلع سلاح تمام گروه‌های لبنانی از جمله حزب‌ا‌لله شدند. در پی این تحصن‌ها و ناآرامی‌ها ائتلاف ۱۴ مارس توانست بیشترین كرسی‌های پارلمانی را به دست آورد و دولت اكثریت را در آن زمان تشكیل دهد و سعد حریری را به نخست وزیری برساند اما پس از یك سال دولت وی سقوط كرد.

ب: جماعت اسلامی لبنان:

این جماعت یكی از شاخه‌های اخوان‌المسلمین است كه در سال ۱۹۶۴ به طور رسمی فعالیت خود را در لبنان آغاز كرد. با حمله ارتش صهیونیستی به لبنان در سال ۱۹۸۲ نیروهای وابسته به جماعت اسلامی این كشور مسلح شدند و تا خروج آخرین نظامی اسرائیلی از جنوب لبنان به مبارزه خود با این رژیم ادامه داد. از آنجایی كه این جماعت به جدایی دین از سیاست معتقد نیست و بر این باور است فعالیت های سیاسی كه در راستای دفاع از حقوق مردم و بر طرف كردن ظلمی از آنان باشد عبادت محسوب می شود، در عرصه سیاسی این كشور حضور فعالی دارد و بعد از ترور رفیق حریری سیاست اعتدال را میان دو جناح اصلی لبنان یعنی ۱۴ مارس و ۸ مارس در پیش گرفت.

از دیگر گروه های سیاسی سنی می‌توان به جمعیت خیریه اسلامی، حزب آزادی عربی، حزب نجاد، حركت توحید اسلامی، حزب اتحاد، جنبش عربی لبنان و كنگره مردمی لبنان نام برد كه حضور فعالی در عرصه تحولات سیاسی این كشور دارند.

۴- گروه های سیاسی دروزی

حزب سوسیالیست ترقی‌خواه:

این حزب در سال ۱۹۴۹ بنیانگذاری شد كه برجسته ترین موسسان آن را می‌توان كمال جنبلاط، فرید جبران، البرت ادیب، عبدالله العلایلی، فواد رزق و جورج حنا نام برد. كمال جنبلاط یك گروه شبه نظامی تاسیس كرد كه نقش موثری در جنگ های داخلی لبنان داشت. این گروه تا سال ۱۹۹۰ بر بخشی از جبل لبنان و منطقه الشوف مسلط بود. مهم‌ترین دشمن شبه نظامیان وابسته به جنبلاط حزب كتائب بود.

در مارس ۱۹۷۷ كمال جنبلاط ترور شد و انگشت اتهام به سوی مسیحیان گروه رقیب نشانه رفت و طرفداران جنبلاط با هدف گرفتن انتقام، مسیحیان زیادی را قتل عام كردند و شبه نظامیان موسوم به 'نیروهای لبنانی' شهروندان دروزی را هدف گلوله‌های خود قرار دادند.

این درگیری‌های خونین سبب شد تا مسیحیان ساكن 'جبل لبنان' از منطقه كوچ كنند.

پس از این ترور، ولید جنبلاط جانشین پدر خود شد و سكانداری حزب سوسیالیست ترقی‌خواه را به عهده گرفت. وی همچنین در جنگ‌های داخلی لبنان فرماندهی شبه نظامیان وابسته به این حزب را به عهده داشت.

پس از ترور رفیق حریری نخست وزیر سابق لبنان در سال ۲۰۰۵ جورج حاوی یكی از رهبران حزب سوسیالیست ترقی خواه در گفت‌وگو با شبكه الجزیره سوریه را به دخالت در این ترور متهم كرد. این مسئله به تنش میان لبنان و سوریه دامن زد و در عرصه تحولات داخلی لبنان حزب سوسیالیست ترقی خواه به ائتلاف ۱۴مارس پیوست. مواضع ضد مقاومتی كه ولید جنبلاط در پیش گرفت، حزب او را به یكی از مهم‌ترین گروه‌های سیاسی ائتلاف ۱۴مارس تبدیل كرد. جنبلاط اخیرا با تغییر موضع خود به سوی مقاومت برگشته ولی خود چنین عنوان می كند كه مابین ۸ و ۱۴ مارس خواهد ماند.

حزب دموكراتیك لبنان و جنبش مبارزه عربی لبنان و جریان توحید از دیگر گروه‌های سیاسی دروزی است اما بیشتر دروزی‌های لبنان از حزب سوسیالیست ترقی خواه به رهبری ولید جنبلاط حمایت می كنند.

** اوضاع صنعتی و كشاورزی لبنان

الف:كشاورزی

اگرچه لبنان از لحاظ فعالیت‌ كشاورزی (از لحاظ فراهم بودن آب و حاصلخیزی خاك) دارای وضعیت مناسبی است ولی بخش كشاورزی بزرگی ندارد. بخش كشاورزی تنها با جذب ۱۲ درصد نیروی كار كم اهمیت‌ترین بخش اقتصادی لبنان است و تنها ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی را شامل می‌شود كه آن را در پایین ترین رده در میان بخش‌های اقتصادی دیگر قرار می‌دهد.

ب: صنعت

كمبود مواد خام صنعتی و وابستگی محض به كشورهای عربی برای تهیه نفت باعث شده تا لبنان نتواند در فعالیت های مهم صنعتی مشاركت كند. با این اوصاف صنعت لبنان محدود به مشاغل كوچكی همچون مونتاژ و بسته بندی مواد وارداتی شده‌است. در سال ۱۹۹۷ صنعت از لحاظ نیروی كار با جمعیت ۲۶ درصدی نیروی كار در رده دوم و همچنین رده دوم تولید ناخالص داخلی قرار گرفت. (با ۱۹ درصد تولید ناخالص داخلی)

ج: خدمات و تجارت

جنگ داخلی ۱۹۹۰-۱۹۷۵ لبنان زیرساخت های اقتصادی لبنان را به شدت تخریب كرد، تولید داخلی را به نصف كاهش داد و موقعیت لبنان به عنوان مركز ترانزیت كالا و بانكداری خاورمیانه را متزلزل كرد. صلح باعث شد تا دولت مركزی بتواند كنترل را در بیروت به دست گیرد و مالیات جمع آوری كند و دسترسی به امكانات دولتی و مرزی یابد. سیستم بانكی مطلوب و كارخانه های كوچك و متوسط و پول خانواده‌ها و خدمات بانكی صادرات صنعتی و كشاورزی و كمك‌های بین‌المللی به عنوان منابع اصلی مبادلات خارجی به بهبودی اقتصادی كمك كرده‌ است.

تا قبل از جنگ لبنان و اسرائیل در سال ۲۰۰۶، اقتصاد لبنان شاهد رشد چشمگیری بود و دارایی‌های بانكی به بیش از ۷۰ میلیارد دلار می‌رسید. با اینكه بخش جهانگردی در سال ۲۰۰۵ ده درصد كاهش داشت بیش از ۲/۱ میلیون نفر جهانگرد از لبنان دیدن كردند. سرمایه گذاری در بازار به بالاترین حد خود رسیده بود كه بیش از ۷ میلیون دلار در پایان ژانویه ۲۰۰۶ بود، شروع جنگ آگوست، ژوئن سال ۲۰۰۶ منجر به خسارت های شدیدی به اقتصاد لبنان به ویژه بخش جهانگردی شد. بر اساس گزارش اولیه چاپ شده از سوی وزارت دارایی در ۳۰ آگوست ۲۰۰۶ افت اقتصادی بزرگی در اثر جنگ تحمیل خواهد شد.

فرودگاه بین‌المللی بیروت مجدداً در سپتامبر ۲۰۰۶ گشایش یافت و تلاش برای بهبود اقتصاد لبنان چندان شتاب نگرفته‌است. حامیان اصلی بازسازی لبنان شامل عربستان سعودی (با كمك ۵/۱ میلیارد دلاری)، اتحادیه اروپا (با كمك ۱ میلیارد دلار) و بعضی كشورهای دیگر حوزه خلیج فارس با كمك‌های بیش از ۸۰۰ میلیون دلاری بوده‌اند.

** دلایل آمادگی لبنان برای مبادله اقتصادی با جمهوری اسلامی ایران

لبنان با جمهوری اسلامی ایران اشتراكات فراوان اجتماعی و فرهنگی و دینی دارد. نزدیكی بازار لبنان به ایران، وجود چهار شبعه بانك صادرات ایران در لبنان، همكاری بانك رفاه و توسعه صادرات ایران با شش بانك لبنانی، خط مستقیم هواپیمایی بین دو كشور و علاقه شیعیان لبنان به كالاهای ایرانی موجب شده است تا لبنان بازار مناسبی برای كالاهای ایرانی باشد.

بر اساس گزارش سازمان توسعه و تجارت ایران در سال ۲۰۰۹ میلادی ارزش صادرات غیر نفتی جمهوری اسلامی ایران به لبنان ۷۰ میلیون دلار بود كه نسبت به سال قبل از آن ۱۹ در صد رشد داشته است.

مهمترین اقلام صادراتی ایران به لبنان فرش، پسته، میگو، مخمرها، شیر خشك كودكان، كشمش، خرما، كتاب، نوشابه های غیر الكلی، انباره (خازن)های برقی، لوله های مسی، توتون و تنباكو است.

از سوی دیگر ارزش واردات ایران از لبنان در سال یاد شده ۱۰۰ میلیون دلار بود و مهمترین این واردات سوپرفسفات ها، گندم سخت، سایر كودهای شیمیایی، كتاب، علف كش ها، تخم سبزی، پودر كا كائو و موتورهای پیستونی است.

تراز تجاری بین ایران و لبنان ۳۰ میلیون دلار به نفع لبنان بوده و حجم روابط تجارتی نیز ۱۷۰ میلیون دلار است.

الف: ساختار تعرفه ها در لبنان

متوسط نرخ تعرفه ۶/۹ درصد و در بخش كشاورزی ۱۹/۴ درصد و در بخش غیر كشاورزی ۵/۸ درصد است.

از سال ۱۳۷۶ تا كنون موافقنامه های بازرگانی و گمركی و حمل و نقل متعددی بین لبنان و ایران امضا شده كه بیشتر آنها عملی شده است و در تسهیل مبادلات بازرگانی بین دو كشور تاثیر داشته است.

در هیمن راستا تاكنون ۱۷ نمایشگاه اختصاصی با گرایش عرضه مستقیم كالا در لبنان برگزار شده است كه اولین نمایشگاه جمهوری اسلامی در بیروت توسط شركت های سهامی نمایشگاه های بین المللی ایران در سال ۱۳۸۳ بدون حق فروش در لبنان برگزار شد.

لازم به ذكر است كه موسه بیزینس مانتیتور در تازه ترین گزارش خود لبنان را به لحاظ ریسك پذیری تجاری در جایگاه هشتم در خاورمیانه قرارداده است.

ب: زیر ساختارهای فیزیكی لبنان برای تجارت

لبنان دارای دو بندر بیروت و طرابلس است كه در كنار دریای مدیترانه قرار دارند و این كشور بازار بزرگ منطقه ای به كشورهای آفریقایی و عربی و اروپای شرقی است.

لبنان افزون بر آن دارای ۷ فرودگاه و ۶۹۷۰ كیلومتر جاده است.

ج: مشكلات در روابط با لبنان

مشكلات بر سر راه تجارت و توسعه روابط با لبنان در درجه اول تنش و اختلاف های طائفی است كه این كشور را با جذر و مد روبه رو ساخته است؛ افزون بر آن تجار لبنانی از توانمندی های بازار ایران بی خبر هستند.

از دیگر مشكلات موجود می توان به حمل و نقل كالا و وجود موافقنامه های تجاری و آزاد بین لبنان و شركای عربی و اروپایی و مشكل تامین اعتبارات صادرات كالا به این كشور اشاره كرد.

راه حل خروج از این مشكلات انعقاد توافقنامه های تجارتی جدید برپایه كاهش تعرفه و تشكیل كمیته های بازرگانی برای ساماندهی و پیگیری امور و ایجاد بستر مناسب برای همكاری بخش خصوصی ایران با تجار لبنانی به منظور جذب سرمایه گذاری و استفاده از نفوذ آنان در نقاط مختلف است.

** شبكه های تلویزیونی لبنان

شاید وجود بیش از ۲۰ شبكه تلویزیونی سیاسی فعال در كشوری كه كمتر از ۵ میلیون نفر جمعیت دارد، چندان منطقی به نظر نرسد امابا نگاهی به تاریخ لبنان ووجود بیش از۱۸ طائفه ومذهب دراین كشور، بخشی ازاین منطق را دریابیم.

شركت تلویزیون لبنان اولین شركت تلویزیونی در بین كشورهای عربی است كه به زبان عربی و فرانسه برنامه پخش كرد. این شبكه دارای شبكه عربی با علامت ' ۷' و شبكه فرانسه موسوم به 'كانال ۹' بود كه با مشاركت شركت 'ار تی اف' فرانسه كار می كرد.

ساختمان شركت تلویزیون لبنان و مشرق در سال ۱۹۶۱ در منطقه حازمیة حومه بیروت بنا شد كه موسوم به 'كانال ۱۱' بود و برنامه های آن به زبان عربی پخش می شد و بیشتر سهامداران آن فرانسوی بودند.

به دلیل بی رونقی بازار تبلیغات دو شركت یاد شده در ۱۹۷۴ برنامه پخش خبر خود را یكی كردند و در سال ۱۹۷۷ به طور نهایی در هم ادغام شدند و تلویزیون لبنان را ایجاد كردند.

در سال ۱۹۸۲و در زمان اشغال لبنان توسط اسراییل نیز تلویزیون لبنان عربی به عنوان اولین شبكه تلویزیونی غیر قانونی برنامه محدودی به لحاظ جغرافیای پخش می كرد كه عمر چندانی نكرد.

در سال ۱۹۸۵ تلویزیون LBC لبنان توسط نیروهای لبنانی تاسیس شده و شروع به كار كرد؛ البته در این دوره زمانی شبكه هایی مثل ICN و CVN و شبكه های دیگر تاسیس شدند كه با صدور قانون رسانه ها در سال ۱۹۹۴ نتوانستند به كار خود ادامه دهند.

در این دوره شبكه های دیگری نیز مانند المستقبل و MTV و NBN با گرفتن مجوز شروع به كار كردند و در ادامه در زمان نخست وزیری سلیم الحص وی اجازه تاسیس شبكه های جدیدی مانند الجدید NewTV را داد.

بیشتر تلویزیون های لبنانی وابسته به یك جریان سیاسی و یا طائفه مذهبی هستند و هر سهامدار بیش از ۱۰ درصد سهام تلویزیون را نمی تواند مالك شود و بیشتر این سهام از آن سیاستمداران لبنانی است.

ساعات مجاز پخش برنامه های تلویزیونی در سال برای داخل نباید كمتر از چهار هزار ساعت در سال باشد كه ۴۰ درصد برنامه تولید داخل لبنان است و قانون از رسانه ها خواسته است تا به شكل متوازن به پخش اخبار سیاسی اقدام كنند.

افزون بر تلویزیون رسمی لبنان، تلویزیون FUTURE TV یا تلویزیون المستقبل در سال ۱۹۹۳ توسط 'رفیق حریری' نخست وزیر اسبق لبنان تاسیس شد و اكنون مالك آن جریان المستقبل و اهل سنت است. این شبكه در آغاز با همكاری ام بی سی، شبكة تلویزیونی عربی سعودی شروع به كار كرد و اكنون نیز سیاست های نزدیك به سعودی را دنبال می كند.

حوزه پخش تلویزیون المستقبل شامل همه خاورمیانه، شمال افریقا، اوروپا، آمریكا و استرالیا است و اخباری به زبان های عربی و انگلیسی و فرانسة و ارمنی پخش می كند.

به دنبال صدور قانون ۱۹۹۶ در مورد رسانه های دیداری و شنیداری، تلویزیون المستقبل شاهد تغییر مهمی در ساختار و مالكیت خود شد، اكنون سهامداران این تلویزیون نزدیك به ۹۰ نفر است كه از بازرگانان و روزنامه نگاران لبنانی وابسته به اهل سنت هستند.

تلویزیون 'ال بی سی' لبنان نیز در سال ۱۹۸۵ از سوی نیروهای لبنانی كه یك گروه مسیحی مسلح بود تاسیس شد و باید آن را اولین شبكه تلویزیونی خصوصی لبنان دانست اما در سال های اخیر به دنبال اختلاف های حقوقی بر سر مالكیت آن بین 'بیار الظاهر' رییس هیات امنای تلویزیون و حزب نیروهای لبنانی، وی توانست تلویزیون را از مالكیت حزب نیروهای لبنان خارج كند.

شبكه ال بی سی دارای كانال های مختلف موسیقی، تفریحی و خانواده است كه شامل دو بخش شبكه زمینی و فضایی است و 'ولید بن طلال' شاهزاده سعودی مالك ۹۰ درصد از این شبكه است.

مالك شبكه رادیو و تلویزیونی 'ان بی ان' ،'نبیه بری' رییس مجلس لبنان و رییس جنبش شیعی 'امل' است كه اكنون چند سالی است به شبكه خبری تبدیل شده و به پخش برنامه های سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی اقدام می كند و دارای دو شبكه زمینی و فضایی است و منبع مطمئنی به لحاظ خبر برای لبنانی های خارج از لبنان است.

تلویزیون NewTV یا تلویزیون جدید لبنان شبكه جدیدی است كه از سال ۲۰۰۱ میلادی شروع به كار كرد و طیف گسترده ای از تماشاگران را در لبنان به خود جذب كرده است. رییس هیات امنای آن 'تحسین خیاط ' است كه وابسته به جناح چپ در لبنان است.

AL-MANAR TV یا همان تلویزیون المنار در سال ۱۹۹۱ تاسیس و در سال ۲۰۰۰ همزمان با پیروزی های مقاومت و بیرون كردن دشمن صهیونیستی از بخش های وسیعی از خاك جنوب لبنان نیز پخش فضایی آن از طریق ماهواره شروع به فعالیت كرد.

المنار شبكه وابسته به حزب الله است و هدف خود را رواج ارزش های اسلامی و تقویت نقش اسلام و تمدن اسلامی قرار داده است. برنامه های آن اخبار، ورزش، سیاسی ،اجتماعی ، فرهنگی و كودكان و فیلم است.

پخش المنار از سال ۲۰۰۴ میلادی در آمریكا ممنوع شد زیرا 'كالن پاول' وزیر خارجه اسبق آمریكا حزب الله را در لیست تروریسم قرار داد و به دنبال آن فرانسوی ها نیز تدابیر مشابهی اتخاذ كردند.

'تیلی لومیار' یا تلویزیون نور اولین شبكه تلویزیونی مسیحی در لبنان و جهان عرب است كه در سال ۱۹۹۱ از سوی مسیحیان تاسیس شد و به هیچ حزب و جریان سیاسی مرتبط نیست و بیشتر یك شبكه تبلیغاتی مسیحی است و به هیچ وجه دیدگاه های سیاسی ندارد و حتی پخش اخبار سیاسی نیز ندارد. این شبكه اكنون زیر نظر شورای اسقف های كاتولیك لبنان اداره می شود.

تلویزیون OTV لبنان یك شبكه مسیحی و وابسته به حزب آزاد ملی لبنان به سرپرستی 'میشل عون' است كه از پایان سال ۲۰۰۷ شروع به كار كرد و مهمترین ویژگی این شبكه عرضه فروش سهام آن در بازار لبنان بود تا هر شهروند لبنانی بتواند در آن سهیم باشد.

OTV تلاش كرده است تا از یك دیدگاه حزبی و سیاسی خاصی پیروی نكند و به نام همه لبنانی ها سخن بگویید كه اولین سهامدار آن میشل عون با مبلغ هفت هزار دلار بود.این شبكه از كمك های خارج بهره مند نیست.

تلویزیون MTV معروف به تلویزیون المرّ است ،مالك این شبكه تلویزیونی'گابریال المرّ ' برادر 'میشل المرّ ' نماینده مجلس لبنان است.

شبكه ام تی وی را باید بلندگوی حزب كتائب لبنانی دانست كه در سال ۲۰۰۲ به دلیل تخلف قانونی به مدت هفت سال تعطیل شد تا این كه در سال ۲۰۰۹ بار دیگر شروع به كار كرد.

همانطور كه از صاحبان و سهامداران شبكه های تلویزیونی لبنان پیداست، جریان صوتی و تصویری لبنان نیز مانند فضای جراید این كشور بیشتر در اختیار جریان ۱۴ مارس است و تنها شبكه های المنار، ان بی ان و اوتی وی هستند كه كاملا در اختیار جریان ۸ مارس هستد؛ البته این ۳ شبكه به رغم بضاعت اندك مالی خود توانسته اند بخش عمده ای از مخاطبان لبنانی را به خود جذب كنند.

** جراید لبنان

در آستانه سفر رییس جمهوری ایران به لبنان، موضوع این سفر هفته هاست كه به سوژه اول جراید این كشور تبدیل شده است لذا آشنایی با جریان های رسانه ای و صاحبان این جراید در لبنان خالی از لطف نیست بویژه آنكه انحصار امتیازات روزنامه های سیاسی تنها در اختیار۴۰ حزب یا شخصیت سیاسی است.

از ۵۷ سال گذشته تا امروز هیچ امتیاز جدیدی برای انتشار مطبوعات سیاسی در لبنان صادر نشده است و هر فرد یا جریانی كه خواهان انتشار روزنامه جدید است باید از میان ۲۵ امتیاز روزنامه سیاسی موجود و ۲۰ امتیاز هفته نامه قدیمی امتیازی خریداری كند تا امكان چاپ روزنامه را داشته باشد.

میانگین قیمت امتیاز سیاسی روزنامه بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار دلار و میانگین قیمت امتیاز هفته نامه بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار دلار در نوسان است.

در لبنان ۴۰ حزب و شخصیت سیاسی و روزنامه نگار، امتیازات روزنامه ها را به انحصار خود درآورده اند كه به شرح زیر است:

**خاندان حریری

خاندان حریری با در اختیار داشتن بیش از ۶ روزنامه و هفته نامه سیاسی بالاترین درصد صاحبان مطبوعات سیاسی را به خود اختصاص دادند كه به نام های هفته نامه 'الحدیث'و'matinle' و روزنامه های 'المستقبل' ، 'الحیاه الدولیه' ، 'السیاسة' و 'صوت العروبة' منتشر می شوند.

**حزب الله و امل

حزب الله نیز از طریق شركت 'الضحی للصحافة' و 'الاعلام' و 'دار الوحدة' امتیاز دو هفته نامه سیاسی به نام های'الانتقاد' و ' البلاد' را در اختیار دارد.

گروه امل نیز امتیاز روزنامه ' الزمان' و هفته نامه ' العواصف' را در اختیار دارد و حزب سوسیالیست ترقی خواه دروزی لبنان نیز به اسم صاحب آن 'ولید جنبلاط' امتیاز هفته نامه ' الانباء' را در اختیار دارد.

** احزاب كمونیستی و ملی

حزب كمونیستی لبنان امتیاز هفته نامه ' النداء' و ماهنامه ' الطریق' و روزنامه 'الاخبار' را در اختیار دارند كه البته الاخبار مواضع نزدیكی به جریان مقاومت دارد.

نشریه 'الثقافة العربیة' به 'ملحم كرم' و روزنامه ' بیروت المساء' به 'محسن ابراهیم' واگذار شده است.این دو نشریه قبلا به احزاب كمونیستی تعلق داشتند.

جبهه آزادیبخش فلسطین هفته نامه 'الحریه' را در اختیار دارد و حزب ملی اجتماعی سوریه صاحب امتیاز روزنامه 'البناء' است و هفته نامه 'صباح الخیر' و حزب بعث سابق عراق روزنامه های 'الاحرار' و بیروت' و حزب بعث سوریه روزنامه ' الرایه' را در اختیار دارند.

**حزب كتائب و نیروهای لبنانی

حزب نیروهای لبنانی و الكتائب صاحب هفته نامه' النجوی' و روزنامه های 'تلگراف بیروت'،' ریفای' و ' العمل' است كه 'العمل' به عنوان سخنگوی حزب كتائب به شمار می رود.

** وزیران و نمایندگان سابق

- میشل المر نماینده اسبق مجلس لبنان صاحب هفته نامه ' الحركه' است.

- الیاس المر وزیر دفاع و فرزند میشل المر صاحب روزنامه'الجمهوریه' و نهاد المشتوق و باسم السبع نمایندگان اسبق مجلس لبنان به ترتیب صاحبان امتیاز روزنامه های 'الرایه' و ' الهدی' هستند.

فؤاد مخزونی رئیس حزب الحوار صاحب امتیاز روزنامه ' الحوار' و عبد الرحیم مراد رئیس حزب الاتحاد مجلس لبنان و وزیر اسبق صاحب امتیاز روزنامه ' القلم الصریح' است كه از مدت ها قبل به خاطر اختلاف میان حزب الاتحاد متوقف است.

روجیه اده رییس حزب السلام صاحب امتیاز روزنامه ' لسان الحال' است و كامل الاسعد رئیس مجلس اسبق صاحب امتیاز روزنامه ' الرابطه و الشرقیه' و میشل اده ویر سابق نیز صاحب امتیاز روزنامه های 'le your 'I orient' ' می باشد.

'عصام فارس' معاون اسبق نخست وزیر صاحب امتیاز روزنامه 'رقیب الاحوال' و هفته نامه ' الجمهور الجدید'است و 'نجیب میقاتی' نخست وزیر اسبق لبنان نیز صاحب امتیاز روزنامه'نداء الوطن' و 'عمركرامی' نخست وزیر اسبق لبنان صاحب هفته نامه 'الرقیب' می باشند و 'سلیمان فرنجیه' نماینده مجلس صاحب هفته نامه ' صدی الشمال' است.

در حال حاضر ۷۵% از صاحبان روزنامه های سیاسی را رجال سیاسی تشكیل می دهند كه بحث پیرامون اقدام دولت در خصوص خارج كردن این امتیازات از انحصار رجال سیاسی و واگذاری آن به افراد دیگر مطرح است.

نگاهی كلی به خط سیاسی رسانه های فوق نشان می دهد كه در میان رسانه هایی كه امروزه روی كیوسك مشاهده می شوند، جریان ۱۴ مارس بیش از ۶۰ درصد نبض رسانه ای لبنان را در دست دارد و رسانه های جریان ۸ مارس و مقاومت اكثرا غیر فعال هستند؛ حتی تنها رسانه مكتوب حزب الله یعنی الانتقاد مدتی است كه منتشر نمی شود و به پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی مبدل شده و در غیاب آن روزنانه های حرفه ای چون 'السفیر' به صاحب امتیازی 'طلال سلمان' روزنامه نگار برجسته لبنانی حمایت از جریان مقاومت را بر عهده دارد.

بر اساس قانون مطبوعات سال ۱۹۶۲میلادی هر نشریه ای كه بیش از ۶ ماه به صورت مستمر متوقف باشد وزیر اطلاع رسانی امتیاز آن را لغو می كند و ظاهرا نصف بیشتر روزنامه های سیاسی از سال ها پیش بایستی متوقف شده باشند ولی هیچ وزیر اطلاع رسانی تاكنون اقدام به این كار نكرده است.

منبع